تبليغاتX
:: اونی که دوستش دارم دوستم نداره ::

اونی که دوستش دارم دوستم نداره

خیلی سخته عاشق کسی باشی که نه دوستت داشته باشه نه حرفاتو باور کنه



 

به نام خداوند جان افرين حكيم سخن در زبان افرين

 

شايد اين اخرين نوشته من باشه ميخوام از پونه بگم كسي كه

 

اين وبلاگ را براش ساختم تا اينكه چندروز پيش خبر نامزدي اش

 

را بهم داد اونم چه نامزديي با يك نفر رابطه جنسي برقرار كردند

 

دادگاه هم گرفتشون وگفته بايد عقد كنيد وميگه عقدمان

 

اجباري بوده حالا ميخوام اينجا چندتا سوال از شما بپرسم

 

1.ايا حالا حق دارم بگم عشق براي اكثر دخترا مثل عروسكه؟

 

2.اسم اين كاررا چي ميذاريد؟؟؟

 

3.ايا حق دارم نبخشمش؟

 

4.شما جاي من بوديد چه ميكرديد؟؟؟

 

وسوال اخر ازپونه چون بهم گفته كمتر دخترارا سركار بذار

 

ازش ميخوام اينجا بگه كيارو سركار گذاشتم باچند نفر

 

رابطه دارم؟؟؟؟؟ ميخوام اينجا جوابشو بده تاهمتون بخونيد

 

بخوينيد ودر مورد تمام اين حرفايي كه گفتم قضاوت كنيد

 

من كسي رو ندارم كه بخواد از كسي انتقام بگيره ميخوام همه

 

چيزو واگذار كنم به خدا وامشب كه شب ولادت مولاي موتقيان

 

حضرت علي(ع) پدر يتيمان هست جوابم را از اون بگيرم

 

 

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 2:14 توسط تنهاترین تنهای عالم |

قبل از هرچیزی سال نورا به تمامی دوستان عزیز تبریک می گویم

امیدوارم یالی توام با خوش خوشبحت روز افزون داشته باشید

من برگشتم یعنی پونه مرا برگرداند من نمیگم چی گذشت میخواهم

 پونه ماجرای اومدن به مشهدش را تعریف کند وبگوید چیشد وچی گذشت

 فقط میتونم بگم تونستم عشقم را به پونه ثابت کنم ولی پونه بازم

یک بهانه اورد میخواهم اینجا با پونه حرف بزنم میخواهم بهش بگم

پونه درسته پدرتو توی لاهیجان صاحب یک کارخانه بزرگ است

وخودت یک شرکت راه انداختی منم اگه کسی را ندارم وتنهام

 ولی انقدر عرضه دارم که بتونم اون چیزی را یا اون زندگی را که تو

میخواهی برات درست کنم اول گفتی عشق من عشق نیست

 و هوسه گفتی تو برات فرقی نمیکنه چه کسی توی زندگیت باشه

 فقط می خواهی تنهاییت راپر کنی ولی دیدی که بهت ثابت کردم

عشقم واقعی است وبرام مهمه چه کسی کنارم باشه ونمیخواهم

 فقط تنهاییم را پرکنه اگه حرفهایم دروغه همین جا بگو

بگو حرفام دروغه اگه دلیل دیگری هم داری بگو تا بهت ثابت کنم

 دوست دارم ماجرای اومدن به مشهدت را برای همه تعریف

 کنی وتمام اتفاقاتی را هم که افتاذ برای همه بگی تا همه قضاوت کنند

و از دوستان عزیزم خواهش دارم مرا یاری کنند

وکسانی هم که مرا لینک کردند اعلام کنند وبگویند

با چه اسمی لینکشان کنم

+نوشته شده دردوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 21:35 توسط تنهاترین تنهای عالم |

سلامی به تمام دوستایی که به من سرزدند

پونه منو قبول نکرد منم نمیخواهم زنده بمونمئ ازهمتون میخواهم منو حلال کنید

به پونه هم بگبد حرفام دروغ نبود همینطور که تو مشهد بهش ثابت کردم جونم هیچ ارزشی در بربار پون نداره  وبلاگ پونه هم این است

http://www.iloveyou-tanha.blogfa.com/

جونمو میدم تا عشقمو به دنیا ثابت کنم

+نوشته شده درسه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 16:50 توسط تنهاترین تنهای عالم |

به نام تنها کس ما بیکسان

سلام سلامی دوباره به همه عزیزان همه کسانی که عاشقند

سلامی مخصوص به دوستان عزیزی که می هیند ومرحمی برای تنهایی هایم می شوند یک دنیا از همتون ممنونم خوب بریم سر اصل مطلب چندتا سوال از پونه پرسیدم که خوب جواب نداد خوب چندتا سوال از من کرد ویکم حرف زد که خوب میزارم تا همه هم بخونند

نویسنده: پونه ...تنها ...

دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت: 15:7

... و خدایی که دراین نزدیکیست ...


سلام تنهای من ...
ما قبلا درمورد تک تک این سوال ها حرف زدیم ...
اول از همه میخوام از آقا محسن تشکرکنم چون دید بازی داره و یک جانبه به ماجرا نگاه نکرده ...
تو خودت خوب میدونی که منم تنهام شاید تنهاتراز تو ... ولی به تنهاییم عادت کردم ... میتونم بگم دوستش دارم ... خودت خوب میدونی چقدر تو زندگیم مشکل دارم ولی نمی دونی چی میکشم چون جای من نیستی ...
آدمایی روکه مزه ی دردو نچشیدن دوست ندارم آخه هیچی رو درک نمی کنن ... نمی فهمن ...اونا به زیبایی ها فکر میکنند تا بخندند ولی من به زیبایی های زندگی فکر می کنم تا کمتر گریه کنم ... بین من و اونا فاصله 7 تا کهکشونه ... شایدم 6تا و نصفی ... !!!

تا حالا 18 بار9 دیماه رو پشت سر گذاشتم ... خیلی درسا تو این 18 سال یادگرفتم ...
خدای مهربون امتحانای سختی جلوپام گذاشته و منم از تک تک این امتحانا درسای بزرگی گرفتم ...
یاد گرفتم به هیچ کس اعتماد نکنم .
یاد گرفتم بی خودی از کسی انتظار کاری رو نداشته باشم .
یادگرفتم که آدمای خودخواه و تو زندگیم راه ندم آخه برا رسیدن به هدف خودشون آدمو له می کنن .
یاد گرفتم غرورمو له کنم چون باعث شده عزیزی رو از دست بدم .
یاد گرفتم تا آخر عمر عاشق و دلداده ی مادرم باشم نه هیچ کس دیگه ...
و مهم ترین درس زندگیم این بود که
خدا همیشه با منه
واینو هم فراموش نکنم که مسیح همیشه و در همه حال پدر مهربون من هست و خواهد بود...
می بینی تنهای من ... بذارش به پای درسای زندگیم اگه یه کم سختم ... اگه نمی خوام زخمای رو دلم زیاد شن ... اگه نمی خوام راحت باورت کنم ...
نمی گم نمیشه تو از اونجا به اینجا برسی ... خدا بخواد همه چیز میشه ( همه چیز )
اما خوب یه چیزایی نمیذاره باورت کنم ... مثل ...
آشنایی اینترنتی ... بار اولی که باهات تماس گرفتمو ... (( نازنین !!!))... !!!
احساس می کنم احساست از بی کسیه ...
برات فرقی نمی کنه کی تو زندگیت بیاد ... مهم برات اینه که یکی باشه تا دیگه تنها نباشی ...
بی کسی با بی اویی فرق داره ...(( مفصل تو یکی از پستام توضیح دادم )

.......................................................................................................

 

 

نویسنده: پونه

دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت: 15:8

در ضمن دوست من اینو مطمئن باش توی این عصر به اصطلاح پست مدرنیست جایی برای احساس خاک خورده ی تنهای منو تو نیست ... این مردم فکر میکنن خدا وجودشونو از آهن ساخته نه خاک ... (( خودمو ازشون جدانمی کنم ... منم قسمتی از همین مردمم ))
.......................................................................................................
حالا من چندتا سوال دارم ...
چه طور ندیده و نشناخته درست بار دوم یا سومی که حدودا 5 الی 10 دقیقه با هم چتیدیم احساس کردی عاشقمی ؟؟؟؟؟؟ آخه چه طور ؟؟؟؟
تویی که دین این همه برات ارزش داره که یه وبلاگ اختصاصی برا آقاتون امام زمان (عج) ساختی چه طور میتونی بگی که ما به تفاهم فکری و فرهنگی رسیدیم ؟؟؟؟ وقتی تو مسلمونی و من ....
منی که با عشق مخالفم و تو موافق ....
مگه میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برات آرزوی موفقیت می کنم ... میبینمت ...

 خوب اینا دوتا نظر پونه بود خوب اینجا میخوام جوابهای پونه را یکی یکی بدم

1-اشنایی اینترنتی

ایا به نظر شما اینترنت نمیتونه برای اشنایی مناسب باشه  اگه نمیتونه چرا سایت ایت الله اردبیلی برای همسر یابی اینترنتی است؟؟؟؟؟

2-نازنین – یک خواهر اینترنتی کسی که 3سال خامیم بود اینم ایدیش استnasim-bahariمیتونی از خودش بپرسی که ند وقت پیش ازدواج کر ورابطه من باهاش قطع شده

3-چطور بعداز 3بار بهت علاقمند شدم اینکه مثل خودم بودی مثل باقیه دنبال کسی نبودی که همه چیز داشته باشه به عبارتی خاکی بودی

4-اینکه من مسلمانم وتو ....... من به غیراز مذهب یهودی وزرتشتی به بقیه مذاهب احترام میگذارم

4-تو باعشق مخالفی ولی من نه- وقتی ادم یک بر ضربه بخوره سخت برای بار دوم قبول میکنه وفکر میکنه همه مثل هون دفعه است

ایا سوالاتت را غیر منطقی جواب دادم اگه غی منطقی هست هز همه میخواهم جواب بدند ودرصورتی هم که منطقی است همه بگویند

میخواهم چیزهای دیگری هم بگم ولی الان نمیشه ایشالله پست

بعدی این پست زیاد طولانی میشه

 

 

+نوشته شده دردوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:14 توسط تنهاترین تنهای عالم |

سلام سلامی به تمام بیکسان کسانی که تنهاهستند کسانی که

از منم تنها ترند ممنونم از تمام دوستان عزیزکه سرزدند عزیزانی که

لینک کردند من هم لینک میکنمشان ویک دنیا ممنونم از همدردیتون

خانمی به نام سوفیا (سافرتنها) نظری دادند نوشته بودند که

هرکسی برای کارش دلیلی داره حتی دزد منم از اون کسی که

دوست داشتنموقبول نداره حرفامو باور نداره دلیلشو میخواهم که

نمیگه میخواهم از تمام شما بپرسم

۱- ایا بنظر شما بچه ای که از۹سالگی تنها باشه نمیتونه خودشو

جمع کنه؟؟؟

۲-ایا نمیتونه الان برای خودش کسی باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۳-ایا نمیشه بچه ای از کوچیکی پدر مادر نداشته باشه؟؟؟؟؟

۴-ایا نمیتونه اون شخص عاشق باشه؟؟؟

۵-چرا اونی که دوستش دارم دلییلشو نمیگه؟؟؟؟

۶-من میتونم با این حرکاتش بایان جوابش فکر کنم یکی رو یداکیرده

که همه چیز داره؟؟؟

یکی رو پیداکرده که پدر داره مادر داره خواهر داره برادرداره تنها

نیست تحصیلاتش بهتره؟؟؟

حالا از شما چه مرد چه زن چه دختر میخوام جواب اینها رو بدید اونی

که من دوستش دارم میاد اینجامیاد واینارو میخونه میخواهم اینجا از

اونم بخوام جواب بده پونه به این سوالهای من میخواهم هم تو جواب

بدی هم همه اون کسایی که میاییند اینجا می خواهم دلییلتو بدونم

وا همینجا اعلام کنم اگه دلایلت منطقی بشه جلو همه بهت احترام

میگذارم ومیگویم غلط کردم درسته از کودکی بی کس بودم ولی

برام درد نداشت درد من اینجاست که اونی که دوستش دارم تنهام

بذاره وحرفامو قبول نداشته باشه

+نوشته شده درپنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 15:9 توسط تنهاترین تنهای عالم |

به نام خالق هستی

سلام سلامی به تمامی عاشقان

امروز دلم خلی گرفته بود به فکر افتادم یک وبلاگ بسازم

یک وبلاگ که نه یک دفترچه یک دفترچه عشق دفترچه ای

برای همه همه ی عاشقان تمام اونهایی که دردمون یکی

است همه عاشقها میدونند من چی میخوام بنویسم اول

میخواهم خودمو معرفی کنم تا همه بشناسید اسمم اسم

مستعار(تنهاترین تنهای عالم)20ساله از شهر غریب لغربا

شهر مشهدمقدس به کار برقکاری ساختمان مشغولم پدر

ومادرم عمرشونو دادند به شما از9شالگی تنهام برای

اشنایی بیشتر هم میتوانید درقسمت پیوندهای وبلاگ

(دلنوشته های کودک خیابانی)را بخوانید من عاشقم

عاشق یک فرشته فرشته ای که برای من ازدنیا با ارزش

تره ولی اون دوستم نداره حرفامو باورنداره همش بهم

میگه دروغ میگی میگه حرفات دروغه نمیدونم چطور یبهش

ثابت کنم میخوام تمام حرفهایی را که دارم فقط از طریق

این وبلاگ بهش بگم امیدوارم شما دوستان عزیزم هم

باهام همکاری کنید ودرکنارم باشیدعزیزانی هم که مایل

هستند تبادل لینک کنیم درقسمت نظرات اعلام کنند

+نوشته شده درچهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 11:21 توسط تنهاترین تنهای عالم |